گروه فرهنگی «سراج24»: جشنواره فیلم «ساندنس» با هدف ایجاد فرصتی برای حضور فیلمسازان مستقلی! که به دور از جریان اصلی فیلمسازی به دنبال ارائه نگاه خود در آثاری کم هزینه می باشند، چند سالی است که راه اندازی شده است و این در حالی است که در این سال ها شاهد غلبه نگاه سیاسی در آثار راه یافته به جشنواره و نیز معرفی و حمایت از فیلم هایی با نگاه های مساله دار بودیم تا در این مسیر از قافله فستیوال های تهی شده از هنر و انباشته از سیاست زدگی دور نماند و از این رو «ساندنس»، محفلی برای نمایش انواع رسوایی غرب در مواجهه با ایران در نبردهای سیاسی و فرهنگی شده و از این طریق بساطی برای عقده گشایی غربی ها از طریق فیلمسازانی جوان و به طور غالب گمنام و آماتور بوده است، چرا که در پیگیری نام های جشنواره به فیلمسازان ناشناخته ای که عمدتا دورگه بوده و تنها نام ایرانی داشته و نشان و زیست خود را در غرب گرفته اند، می رسیم.
نمونه این افراد آنا لیلی امیرپور، بابک انواری و اسد فولادکار معرفی کرد. برخی دیگر نیز مانند سازنده آماتور فیلم ضد ایرانی «گلاب» هم دسته ای دیگر از فیلمسازان تازه کار آمریکایی هستند. از این رو شرط حضور در این فستیوال که ادعای هنری بودن می کند، تنها در راستای خواسته های سیاستمداران غربی می باشد.
برای نمونه در سال گذشته فیلم ضعیف و بدون ساختار «دختری در شب تنها به خانه می رود» تنها به این دلیل که در راستای ضدیت با ایران اسلامی و مردمان مسلمان آن بود به این جشنواره دعوت شد؛ فیلمی که به ملموس ترین حالت ممکن زن چادری ایران را مترادف با خون آشام دانسته بود! و از این دست فریبکاری های ساخته شده در غرب و حمایت شده توسط «ساندنس»ی ها، بسیار قابل استناد خواهد بود که چگونه حرکت ضد اسلامی و ضد ایرانی آثار در همین جشنواره جان می گیرد.
اما امسال در این جشنواره که با عنوان فستیوال یوتا در سال 1978 شروع به کار کرده و سال 1991 به ساندنس تغییر نام داد، فیلمی در راستای تاریک نمایی زندگی در ایران رونمایی شد و چند روز پیش در بخش مستندهای جهان، جایزه بزرگ هیات داوران و جایزه فیلم منتخب تماشاگران را به دست آورد. فیلمی با نام «سونیتا» به کارگردانی رخساره قائم مقامی که سرگذشت یک رپر زن افغان را در ایران روایت می سازد و فیلمساز در این اثر که محصول مشترک ایران، آلمان و سوئیس است، به بدترین و تیره ترین حالت ممکن زندگی این دختر افغانی را در ایران به تصویر درمی آورد! که گویی نه تنها زنان افغان بلکه اصولا زن در ایران دچار حصار بسیار تنگی است و تنها چاره اش فرار به آن سوی مرزها می باشد، چنان که نه تنها کاراکتر واقعی این فیلم که «سونیتا علیزاده» نام دارد با توصیه ها و همراهی فیلمساز با دریافت یک بورس تحصیلی در جهت کسب آزادی! به آمریکا مهاجرت می کند، بلکه گویی خود فیلمساز که اتفاقا از مستندسازان و فیلمسازان فعال در حوزه پویانمایی در کشور بوده است، از همین جشنواره ساندنس با کشف حجاب صورت یافته اش، به نحوی عملیات مهاجرت خود را آغاز کرده است! این مستند که پیش از این جایزه هیات داوران جوان جشنواره آمستردام با نام «داک یو» را نیز از آن خود کرده بود، تصویری تار و فریبنده از ایران نزد غربی ها ارائه می دهد و تعجب برانگیز نیست که تا به حال در جشنواره های خارجی به خصوص فستیوال مهم و پُرهیاهوی ساندنس به کسب جایزه نائل شود! رخساره قائم مقامی که چند سالی است از حامیان سونیتا علیزاده در جهت خواندن دردهایش! به شکل رپ بوده است و این خوش خدمتی های رخ داده توسط دختر افغان همراه با پذیرش توسط غربی ها شده تا «سونیتا» یی که به علت مهاجرت غیرقانونی نتوانسته بود در ایران به مدرسه برود، از طریق پیش زمینه های لازم! پذیرشگری حال در مدرسه ای در ایالت یوتا مشغول به تحصیل شود.

مستند 90 دقیقه ای «سونیتا» که با حمایت صندوق «برتا فاند» آمستردام ساخته شده است، در خصوص دختری افغان بوده که تاکنون به شکلی زیرزمینی ترانه هایی چون «دخترفروشی» را در فضای مجازی بیرون داده است و حال بهانه ای شده از سوی رسانه های فرصت طلب تا با سوء استفاده رخ داده به عنوان نمادی علیه ظلم به زنان شناخته شود و در واقع پروژه ای دیگر از سوی دست اندرکاران پیوندساز! جنبش زنان و در راستای تاریک خانه فمینیسم می باشد تا پس از دختری پاکستانی چون ملاله یوسف زی که در همکاری با پروژه غربی ها تا کسب جایزه اسکار 2014 هم رسید، به عنوان بهانه ای تازه در جهت سرکوبی نگاه های اسلامی در کشورهای اسلامی مانند افغانستان و ایران باشد و از این رو این دختر افغان در گفت و گوهایش از تحقیرهایی می گوید که به خاطر افغان بودن در ایران تحمل کرده است! و از سانسور ترانه اش و بسیاری مسائل دیگر تا مُهر تائید از سوی سفارت آمریکا بر صفحه دعوتش زده شود!
اما درنگی در زندگی فیلمساز «سونیتا» و ارتباطش با نگاه برملا شده در این یادداشت افشاگرانه هم جالب توجه می باشد. رخساره قائم مقامی متولد 1355 در تهران بوده و پس از اخذ مدرک مهندسی شیمی در دانشکده سینما تئاتر در مقطع کارشناسی سینما خوانده و سپس در رشته انیمیشن هم کارشناسی ارشد گرفته است و نویسنده کتابی با نام «انیمیشن مستند» بوده که در جشن کتاب سال سینمایی( جشنی که پنجمین دوره اش چند روز پیش توسط خانه سینما برگزار شد) به عنوان بهترین تالیف شناخته شد. این فیلمساز با ساخت فیلم مستند-انیمیشن «سیانوزه» که در واقع پایان نامه درسی اش بود، به شهرت رسید؛ فیلمی که درباره نقاشی خیابانی و گمنام با نام جمشید بوده و بخش مهمی از آن به ارتباط وی با دختری فرانسوی در تهران می گذرد!

بد نیست بدانید که رخساره قائم مقامی، همان فیلمسازی است که پس از انتخابات سال 88 و در میان آشوبگران فتنه 88 و به دلیل شرکت در مراسم چهلمین روز کشته شدگان حوادث ۳۰ خرداد ۱۳۸۸به همراه 2 فیلمساز جنجالی و ضد نظام دیگر با نام های جعفر پناهی و مهناز محمدی در بهشت زهرای تهران بازداشت شد و حال با وجود محکومیت پناهی و محمدی، این فیلمساز به راحتی فیلم ساخته و در جوایز خودنمایی می کند.



